تبليغاتX
ما با هم تنها نیستیم !!!
یادداشت های خنگولانه ی ما !!
اول از همه چی سلام.

خیلی دلم تنگ شده واسه همه ی دوستام .یادم نمی یاد اخرین بار کی بود که سری به این خونه خرابه ی خودم زدم!!!!

امتحان هامون شروع شده تا ۸ بهمن .کلافه ام کرده خفن.

امیر نمی دونم کجاست که نه من می تونم باهاش حرف بزنم نه اون!

انگار نه انگار که سال ۲۰۰۹ شده. ما تو  عهد تیرکمون شاهیم.

حوصله ی فک زدن ندارم

از بابا جونم و ابجی جون و مامان هم بی خبرم

بابا چند روز پیش اینجا بود ولی زودی رفت

دیشب برف امد خیلی قشنگ بود . صبح که رفتم دانشگاه (واسه سر زدن) توی راه کلی با دوستام برف بازی کردیم

خیس خالی شدیم حالا هم که امدم کافی نت دارم از سرما می میرم!

دیگه باید برم الانه که مامان بزرگ زنگ بزنه که دختر کجا موندی تو این سرما؟

تا بعد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 دی1387ساعت 12:58 PM  توسط نیلوفر  |